|
anahitaaa
مدیر انجمن اشعار

 وضعيت: آفلاين 26 شهريور ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 256 امتياز: 697 تشکر کرده: 185 تشکر شده 111 بار در 80 پست
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 15 بهمن ماه ، 1388 00:36:10 موضوع مطلب: شوالیه... |
|
|
بیا ، آری
تو شوالیه ی زره پوش من هستی
و اسطوره ی قلبم
هنگامی که به من لبخند میزنی ، می بینم که
دنیای حقیقی بنا نهاده می شود
رودخانه ها عمیق می شوند ، باور کن
تنها کسی هستی که بازوانم دوست دارند در آغوشت گیرند
بجای تمام چیزهایی که در رودخانه غرق شدند
عزیزم ، این قلب طلایی را به تو پیشکش می کنم
پس با دقت گوش کن ، تنها به تو اعتماد می کنم
احساسی جادوئی دارم ، هر زمان که یکدیگر را لمس می کنیم
با آسمانها بیعت می کنم
و عزیزم ، پیمان عشق را امشب با تو می بندم
درست مانند ژولیت که به رومئو متعلق بود
همچنان آماده باش ؛ زیرا اجازه نمی دهم بروی
در گرمای شب
می خواهم آنرا از رویاییت هم بهتر کنم
و باقی زندگیت درست اینگونه خواهد بود
پیمان عشق _________________ مرا دریاب که دل دریایی من بی تو مرداب است. |
|