|
anahitaaa
مدیر انجمن اشعار

 وضعيت: آفلاين 26 شهريور ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 256 امتياز: 697 تشکر کرده: 185 تشکر شده 111 بار در 80 پست
|
ارسال شده در: يكشنبه، 4 بهمن ماه ، 1388 20:31:34 موضوع مطلب: می دونستی... |
|
|
می دونستی که شدی همدم این دل می دونستی که شدی ملکه ی این ذهن می دونستی که شدی رویای خوابام می دونستی که شدی متن کتابام می دونستی که چقدر بی تو اسیرم اسیر عشقم،بی تو می میرم می دونستی که برام چقدر عزیزی توی قلبو ذهنمی ، برام طبیبی می دونستی که فقط تو رو دوست دارم عاشق توام و فقط تو رو می پرستم می دونستی که چقدر دلم اسیره بی تو این ثانیه ها جونمو می گیره می دونستی که چقدر تنهایی سخته بی تو این فاصله ها هم پره درده می دونستی توی آسمون عشقم دیگه من ماهی ندارم،خیلی خستم می دونستی که شدی این دلو جونم رفتی توی پوستمو، تو گوشت و خونم می دونستی می بینم اسمتو هرجا سر در خیابونا،توی کتابا می دونستی که دارم بی تو می میرم توی این تاریکی شبام اسیرم می دونستی که چقدر دلم گرفته عاشق چشات شده و تنها شکسته می دونستی که شدی مبدا فکرم می دونستی که شدی مقصد شعرام می دونستی که دلم پیشت اسیره دستام یخ می زنه، بی تو می میره نکنه ندونی و تنهایی رد شی بشی یک مسافر و عاشق شب شی نکنه بی تو بمیرم تو این خواب نکنه منو بذارن زیر این خاک چقدر سخت میشه اونوقت روزگارم بی تو من تو این شبا چه بی پناهم _________________ مرا دریاب که دل دریایی من بی تو مرداب است. |
|